تبليغاتX
دوست داشتنی ترین دوست

دوست داشتنی ترین دوست

بــــــالا بــــــروے ؛

پـــــایـــــین بیـــــایـــــے ...

بے فـــایـــده اســـت ؛

مـــن تـــو را هــــــمیـــنجــــــــــا ،

میـــان بـــازوانـــمــ میـــخـــواهـــمـــ ... !

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:19 توسط زرتشت| |


حسادت نکن! … این که بعد ازتو بغل گرفته ام


زانوی غم اســت
....

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:14 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/60ecncz9j9kbjx51la5.jpg


دردی که توی سینه م حس میکنم


آنقدر عمیقه


که حتی با نوشتنم آروم نمیگیره


یه روزی نوشتن مرحمی بود


روی زخمای دلم


اما الان


انگار خیلی زخمی تر از همیشه ام....

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:13 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/ud5hkb6j1tl0c28bu602.jpg


قلم شکست...
از بس مشق کردم نگاهت را...
اشکم در آمد...
از بس خیره شدم به باد...
این جا هیچ کس نمیداند که من
در پی صدایی آواره شدم،
فقط صدایت مانده در خاطرم... من صدایت را مشق می کنم...

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:13 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/pfyphemvq325z7okwn2.jpg


چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شوم ، تنـــم نلــرزد...؟ بغضــم نگیــرد...

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:13 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/z5mb15v2ayqt2ijaq3a.jpg


بیا و به خاطر دل ِ بے قرارمـ

اندکی بد باش...

یقین داشته باش از عشقم کم نمےشود

اما از بے تابے هایـمـ شاید!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:12 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/xcsefdhhe16skwxn3zmk.jpg


گاهی


در زندگی آدم باید تــاوان بده ؛

تــاوان یه اتفاق ، یه تصمیم ، یه تردید

شاید این تــاوان به وسعت تمام طول زندگی باشه !

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:12 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/fff8vs1jybe1eg0l0x8a.jpg


شنيده بودم كه "خاك سرد است". اين روزها اما انگار آنقدر هوا سرد است،

كه زنده زنده فراموش مي كنيم يكديگر را ...

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:12 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/4fcizbe709kwpcuucoo.jpg


ﺑﺴـﺎﻁ ﮐـﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺗﻤــﺎﻡ ﻧــﺪﺍﺷﺘــﻪ ﻫﺎﯾـﻢ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﺣــﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘـﻪ ﺍﻡ...

ﺑـﯽ ﺍﻧﺼـــﺎﻑ!!

ﭼــﺎﻧـﻪ ﻧــﺰﻥ...

ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ ﺑـﻪ ﻗﯿﻤــﺖ ﻋﻤـــﺮﻡ ﺗﻤــﺎﻡ ﺷـــﺪﻩ . . .!!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:12 توسط زرتشت| |


http://up98.org/upload/server1/01/z/yz7lnqmm8spv38i9hozc.jpeg


چيـــزی در گلويَـــم گيــر کـــرده

هــر چــ ِ فُــرو مـــی دَهَمَــش.. هــر چــ ِ سُــرفـه مــی کُنــم...افاقــه نمــی کُنــد...

هــر بــار نفــس مــی کشَــم بالا مــی آيــد و جلوی ِ نفســم را مــی گيــرد..

مُدامـ پَــرده مــی شــود جلــوی ِ چشــم های ِ وَرَمـ کــرده امـ..

دارد خفــه َمـ مــی کنــد..

ايــن بغض ِ فــرو خــورده !!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:12 توسط زرتشت| |


بوسه یعنی؟

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی خلسه در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از دیوانگی لذت ز شب

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن

لحظه‏ای با دلبری تنها شدن

بوسه سرفصل کتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان

بوسه یعنی عشق من با من بمان

شرم در دلدادگی بی‏معنی است

بوسه بر می‏دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه‏ ای یک بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می‏باید نمود

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود

بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب

بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود.

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

بوسه یعنی عشق خالی از گناه

بوسه یعنی قلب تو از آنه من

بوسه یعنی عشق من با من بمان

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:15 توسط زرتشت| |


 براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

امشب از تو می نویسم ،از تو و نگاه نازت

می نویسم از طلسم چشمای ترانه سازت

امشب از تو می نویسم ،ای تو همسایه ی بارون

بی تو عادت چشامه ،خوندن آیه ی بارون

تو یه عادت قشنگی که شبا میای سراغم

با چشات خورشید داغ و می رسونی به اتاقم

سایه سار مهربونی واژه ی قشنگ بودن

بگو با کدوم ترانه میرسی به دستای من

واسه داشتنت حریصم ،از هجوم گریه خیسم

ای غزلترین ترانه ،امشب از تو مینویسم

امشب از تو مینویسم  ،تو که ماه آسمونی

تو که از زمین جدایی ،ولی مثل من میمونی

امشب از تو مینویسم ،که من و به من رسوندی

من و از قعر سیاهی ،تا به روشنی کشوندی

میخوام این نوشته ها رو که د لم دفترشونه

خط به خطشو نگاهت مثه آتیش بسوزونه

که د لم جلوی چشمات ،ذره ذره شعله ورشه

تا بفهمی که نمیشه ،یه شبم بی تو به سر شه

واسه داشتنت حریصم ،از هجوم گریه خیسم

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:13 توسط زرتشت| |


آنقدر بوسیدمش تا خسته شد

                                         خسته از بوسیدن  پیوسته شد

خواست تا لب بر شکوه وا کند

                                            لب نهادم بر لبش تا بسته شد

hamtaraneh.com

گفته بودم که اگر بوسه دهی ، توبه کنم

                                                     که دگر باره از این خطاها نکنم

بوسه دادی ، چو بر خاست لبت از لب من

                                                        توبه کردم که دگر توبه ی بی جا نکنم.

                  

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:13 توسط زرتشت| |



__$¤______________¤¤¤¤¤
___$¤________¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤_$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤_¤¤
____$¤______$$$●$$$¤¤●¤¤__$$
___$¤________$$$$$$¤¤____¤¤
__$¤__________♥$$$¤_____$$
__$¤___________$$$_____¤¤
___$¤________$$$$$$$___$$
____$¤_____$$$$$$$$$$___¤¤
_____$¤___$$$$$$$__$$$___$$
_____$¤____$$$$$____$$$___¤¤
_____$¤__$$$$$$$_____$$$__$$
______$¤$$__$$$$$_____$$$
______$$¤___$¤¤¤¤$$_____$$
____$$__$¤__$¤¤¤¤¤$$_____$$
__$$_____$¤_$¤¤¤¤¤¤$$____$$
___________$¤¤¤¤¤¤¤$$___$$
_________$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_______$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_____$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
___$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤$$
__$¤¤$$
___$¤$$
____$$$
_____$$
______$$
_______$$
______$$$$$$
_____$$$$$$$$$
_____$$$$$__$$$$
______$$$$$__$$$$$

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:33 توسط زرتشت| |


اگه میتونستم یه ارزو کنم ارزو میکردم که هروز با صدایه نفست رویه گردنم گرمی لبات رویه لبام لمس انگشتات رویه بدنم و صدایه ضربانه قلبت از خواب بلند بشم

بسر:من 2 تا کلمه یاد گرفتم

دختر:بگو ببینم چیه؟

بسر:i love u

دختر:این که 3 تاس

بسر:نه چون منوتو یکی هستیم

بیا دنیا رو تقسیم کنیم

دریا واسه تو موجهاش واسه من

اسمون واسه تو ستاره هاش واسه من

خورشید واسه تو نورش واسه من

همه چیز واسه تو و تو واسه من

عشق از دوستی برسید:فرق منوتو چیه؟دوستی گفت من ادمارو با سلام اشنا میکنم تو با نگاه من اونارو با دروغ جدا میکنم تو با مرگ

زندگی گریه ی مختصریست...مثل یک فنجان چای...و کنارش عشق است...مثل یک حبه قند...زندگی را با عشق نوش جان بایدکرد

نخ داخل شمع ازشمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟

وقتی کسی تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون اون چکار کنی. شرمنده دلت باش که به تو اطمینان کرد

اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه

     


تو قول دادی بهم اهمیت بدی اما چیزی به جز درد بهم ندادی

تو قول دادی با هم از زندگی لذت ببریم اما کلی اشک بهم هدیه دادی

تو قول دادی که من عشقت میمونم اما نابودم کردی

من هیچ قولی ندادم اما همه چیزمو تقدیمت کردم

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری

من عاشقه 3 چیزم .خورشید ماه و تو .خورشید برایه روزا ماه برایه شبا و تو برایه همیشه

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:30 توسط زرتشت| |


یعنی حتی یکی رو ندارم سر رو شونش بزارم و یه کم سبک شم

اونوخ بعضیا یکی یکی که هیچی دوتا دوتا دارند

خدایا عدالتت رو عشق است

خداااااااااااااااااااااااااااااااایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خیلی وقته ب یه نوازشگر نیاز دارم توروخدا نوازشم کن نترس تنهاییم واگیر ندارهدل شکسته

روز اول گل سرخی برایم آوردی و گفتی برای همیشه دوستت دارم.........

روز دوم رز زردی برایم آوردی و گفتی دوستت ندارم...........

روز سوم رز سفیدی سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش عزیزم فقط یه شوخی بود................

دوری عشق های کوچک را از بین می بره ولی به عشق های بزرگ عظمت میده ،مثل باد که یه شمع را خاموش می کنه ولی شعله های آتش را بزرگ تر میکنه................

کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ...

کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمی داری ...

اما کسی که تودوستش داری واوهم تورا دوست دارد ...

مثل همیشه به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند ...

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

عکس های بوس کردن کودکان عاشق !

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:30 توسط زرتشت| |


 

اگه تونستی با یخ رویه خورشید اسم یکیو بنویسی اگه تونستی زیر اب یه نفس عمیق بکشی اگه تونستی اتیشو ببوسی اون موقع منم میتونم فراموشت کنم

هر وقت خواستی بدونی که کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی:

اگه نگات کرد عاشقته .

اگه خجالت کشید بدون برات میمیره

اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره

و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره.

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است!!!!!!!!!!!!

عشق مثه هوایی هستش که استشمامش میکنیم اونو نمیبینیم اما همیشه احساس و مصرفش میکنیم و بدون اون میمیریم!!!!!!!!

عشق یعنی ترس از دست دادن تو!!!!!!!!!!

گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود !!!

فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست !!!!

 6rwrs7myqg1o3dnl43w9.jpg

روی گل نرگس با یه مداد قرمز یواشکی نوشتم زندگی بی تو هرگز


نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:29 توسط زرتشت| |


 

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم. يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:28 توسط زرتشت| |


عشق زیبا و بی غش است و زیباتر از آن حسی است که از خود بر برگ های ما باقی می گذارد . خاکستری که بر انگشتانمان می نشیند . عشق زیباست و از آن زیباتر رد گام هایش در نوشته هایم است ...... زمانی که رفته است این نوشته ها خاکستر عشق من است
می نویسم تا همیشه برایم بمانند

وقتی دلت میگیره میری تو فکر به کسی فکر میکنی که نمیتونی

اسمشو بلند فریاد بزنی اما یادت نره تو یه همدم تنهایی هم داری

اشکات، اشکات تورو خیلی دوست دارن وهمیشه یار دلتنگیهای تو هستن

پس وقتی دلتنگ میشی مواظب اشکات باش

چون خیلی با ارزشن

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:27 توسط زرتشت| |




دلتنگ دیدار تو ام
ای ماه شهر آرای من
ای چشم های روشنت
آیینه ی فردای من



بی تو میشه زنده بود اما نمیشه زندگی کرد .



کلمات محبت آمیز کوتاه و آسان است ، ولی بازتاب آن ها واقعا بی انتهاست .


***************************


اگه آسمون زمین شه

اگه دریا یه کویر شه

اگه دنیا زیرو رو شه

اگه چشمات بی غرور شه

اگه خورشید بی غروب شه

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه کوه بیاد رو دوشم

اگه جام زهر بنوشم

اگه ماه دیگه نباشه

روزا آسمون سیاه شه

اگه جنگل بشه صحرا

اگه امروز نشه فردا

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه خوابتو نبینم

دیگه گل برات نچینم

اگه حتی یه جوونه

توی گلدونا نمونه

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه باز مثه همیشه

بگی( من با تو ؟؟!!! )نمیشه

بگی که منو نمیخوای

دیگه پیش من نمیای

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه باشم و نباشم

هر جای دنیا که باشم

حتی از چشمات جداشم

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه شعرامو نخونی

اگه باز پیشم نمونی

راز عشقم رو ندونی


بازم عاشقت میمونم

عشق و تو نگات میخونم

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:26 توسط زرتشت| |






ای نگاهت رونق فردای من ،

در تو معنا می شود دنیای من


ای کلامت بهترین اثبات عشق ،‌

با تو ماندن آرزو، رویای من



نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:25 توسط زرتشت| |


کاش باور کنی از دوری تو دلتنگم

عکس عاشقانه

بی تو این فاصله ها طاقت من را برده

ساعتم زنگ زده ، عقربه هایش مرده

کاش باور کنی از دوری تو دلتنگم

این دل خسته ام از دوری تو پژمرده

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:24 توسط زرتشت| |


تصاویرشباهنگ Shabahang

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:23 توسط زرتشت| |


 

ميان لحظه و خاك، ساقه گرانبار هراسي نيست.

همراه! ما به ابديت گلها پيوسته ايم.

تابش چشمانت را به ريگ و ستاره سپار:

تراوش رمزي در شيار تماشا نيست.

نه در اين خاك رس نشانه ترس

و نه بر لاجورد بالا نقش شگفت.

در صداي پرنده فروشو.

اضطراب بال و پري سيماي ترا سايه نمي كند.

در پرواز عقاب

تصويرورطه نمي افتد.

سياهي خاري ميان چشم و تماشا نمي گذرد.

و فراتر:

ميان خوشه و خورشيد

نهيب داس از هم دريد.

ميان لبخند و لب

خنجر زمان درهم شكست

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:21 توسط زرتشت| |


 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:20 توسط زرتشت| |


خدایا از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش می کنیم ،عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار

      به قدر یک مشت

           به قدر یک لبخند تا فراموش نکنیم عاشق بوده ایم

تا عاشق بمانیم و عاشق بمیریم

         ایامی هست که به عادتها عادت کرده ایم.




نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:9 توسط زرتشت| |


زنـــــدگی تعداد نفسها نیست

تعداد لبـــــخند های کسانی است


که دوستـــــشون داری


بیشتر از پیش بــــــخند


تا بیشتر زنـــــــــدگی کنم...



نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:8 توسط زرتشت| |


آدم هایی که این جمله رو می شنون خوشبخت ترین آدم ها هستن:


"عیب نداره با هم درستش می کنیم .''



این جمله یعنی آخر هر چی دوستیه.......♥


نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:8 توسط زرتشت| |



دلم برای یک نفر تنگ استدلم برای کسی که میداند دوستش دارم... چه دلتنگ استدلم برای کسی تنگ است که دلش چون سنگ خارا سرد و تاریک و بیرنگ است ...یا که شاید در پی سنگین دلی دیگر ...با خودش چون من دیوانه در جنگ است ...
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:7 توسط زرتشت| |



ای کاش همه به جایی برسیم که هر روز بگیم :



ای فردا هر چه می توانی کن ، که امروز را به تمامی زیسته ام ...!


نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:6 توسط زرتشت| |


تبادل لینک

فروش بک لینک